یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ
وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ
اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ
مشکل این است که ما تشنه نیستیم...مشکل این است که ما تشنه ظهورش نیستیم. و بدون
او، هیچ احساس کمبود نمی کنیم! و بدبختی و بی چارگی خودمان را متوجه نیستیم و در
جهل مرکب غوطه وریم! خود را بی نیاز از او می بینیم و شب را روز و روز را شب می
کنیم.
یاد اصحاب اباعبدالله بخیر! چه اصحابی! حتی حاضر نبودند لحظه ای پس از امام
خود و در فراقش، زندگی کنند! آیا ما چنین شده ایم! آیا ما چنین در فراق اماممان
سوخته ایم!
اصلا تا به حال فکر کرده ایم که چرا کار به جایی رسید که نعمت امام آشکار از
ما گرفته شد و خدا او را در پرده غیبت نهاد! پاسخ واضح است؛ شیعیان از عصر امام
هادی(ع) تحرّک خاصی از خود نشان نمی دهند و به وجود امامشان در زندان رضایت می
دهند و تا جایی که پسرش، یعنی امام حسن عسکری(ع)، اکثر عمر 28 ساله خود را در
پادگان نظامی و زندان گذراندند، بدون اینکه کوچکترین فریادی از سوی شیعیان بلند
شود! آنان به زندانی بودن امام راضی شدن،
برچسب:
نویسنده: آرتمیس صادقی
تاريخ: سه
شنبه
18 آبان
1395 ساعت: 5:02